پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۶

ای مصحف جمال تو از رحمت آیتی

با عارض تو قصّه یوسف حکایتی

دارند اتفاق قضا و قدر که باز

پر از ولایت تو شود هر ولایتی

در خاطرش گره نشود آرزوی تاج

آن سر کز آستان تو یابد حمایتی

امّیدوار کرده همین عادتم که هست

چشم مرا ز چشم تو چشم عنایتی

با پای شوق راه بیابان عشق را

صد سال اگر شتافته در بدایتی

یک ذرّه نیست بی‌غمت ای عشق سینه‌سوز

کوتاهی سخن که تو هم بی‌نهایتی

ساقی شراب تلخ بده دم غنیمت است

تا گویمت ز خسرو و شیرین حکایتی

زاهد به می‌فروش ده اسباب شید را

تا هرگزت ز بخت نباشد شکایتی

یک عمر بی‌نفاق توان با بدان نشست

با خوی هم‌نشین نبود گر سرایتی

مجذوب احترام تو بر چرخ واجب است

چون خاکسار درگه شاه ولایتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۸ای از ورق حسن تو هر حرف کتابی
  2. شمارهٔ ۲۲۹سلامی چون نسیم صبح‌گاهی
  3. شمارهٔ ۲۳۰ای پادشاه خوبان سوی گدا نگاهی
  4. شمارهٔ ۲۳۱ز بس پیچیده‌ام خود را به فکر نازک‌اندامی
  5. شمارهٔ ۲۳۲نه با خورشید و مه این چرخ بازیگر کند بازی
  6. شمارهٔ ۲۳۳بیا ساقی که سردی می‌کند دی
  7. شمارهٔ ۲۳۴سرگشته و پریشان تا کو به کو نگردی
  8. شمارهٔ ۲۳۵یک شیشه از می ناب با یار سیم ساقی
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.