پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۳

بیا ساقی که سردی می‌کند دی

تو هم گرمی بکن با آتش می

بیار آن آتشین لعل روان را

که خون را روح سازد در رگ و پی

سخاوت پیشه کن ساقی کز آتش

خلاصی یافت کفر حاتم طی

چرا بی‌می نشیند آن که مرگش

جدا هرگز نشد چون سایه از پی

بکش می تا نگردد زهره‌ات آب

در آن ساعت که مرگ از پی زند هی

نظر بر جام جم کن تا بدانی

چه شد تخت قباد و افسر کی

کجا بهرام فارغ گشت از گور

کجا کی جان ز چنگش برد کی کی

مکن زینهار شمع ناله خاموش

مؤذن چون برآرد بانگ یا حی

دل بی‌ناله از جان خشک و خالیست

شنو این نکته را بی‌پرده از نی

خرد از هر دو پا لنگ است می خور

مگر بی‌خود کنی این راه را طی

مکن مجذوب دست از ناله کوتاه

که من مردانگی‌ها دیدم از وی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۵یک شیشه از می ناب با یار سیم ساقی
  2. شمارهٔ ۲۳۶باز در آتشم ز روی کسی
  3. شمارهٔ ۲۳۷ای دل نهفته ناله و افغان چه می‌کنی
  4. شمارهٔ ۲۳۸گرت هواست که در دیده‌ای جهان بنمایی
  5. شمارهٔ ۲۳۹نیست با ادافهمان حاجت درافشانی
  6. شمارهٔ ۲۴۰تا شدم آشنای تنهایی
  7. شمارهٔ ۲۴۱در دلم خون جهان جهان کردی
  8. شمارهٔ ۲۴۲عیش عیش ما باشد گر تو یار ما باشی
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.