پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۷

ای دل نهفته ناله و افغان چه می‌کنی

رازی که برملا شده پنهان چه می‌کنی

در کوچه‌ای که آب ملامت ز سر گذشت

بیهوده منع دیده گریان چه می‌کنی

آن آهوی رمیده نگردد شکار کس

تکلیفم ای جنون به بیابان چه می‌کنی

ای آن که بوی سنبلت آشفته می‌کند

گر دل دهی به زلف پریشان چه می‌کنی

زاهد تو را که خشت و گل از حال می‌برد

گر بنگری به اَبروی جانان چه می‌کنی

کار تو ای طبیب مداوای عشق نیست

آگه زدردْ ناشده درمان چه می‌کنی

ای عقل پیش عشق بجز عجز چاره نیست

مور محقری به سلیمان چه می‌کنی

بهر دو روزه عمر که خاکست آخرش

طاق و رواق و منظر و ایوان چه می‌کنی

در هر چهار روز دو نانت کفایتست

خود را هلاک منت دونان چه می‌کنی

مجذوب عیش سلطنت روم و هند را

با التفات شاه خراسان چه می‌کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۹نیست با ادافهمان حاجت درافشانی
  2. شمارهٔ ۲۴۰تا شدم آشنای تنهایی
  3. شمارهٔ ۲۴۱در دلم خون جهان جهان کردی
  4. شمارهٔ ۲۴۲عیش عیش ما باشد گر تو یار ما باشی
  5. شمارهٔ ۲۴۳خرم دلی که در همه حالش نظر کنی
  6. شمارهٔ ۲۴۴لَئِن جَلَّت ذَنوبی فی مَقامی
  7. شمارهٔ ۲۴۵ای شوخ اضطراب برای چه می‌کنی
  8. شمارهٔ ۲۴۶گرفتارم به خال پرفریب و چشم جادویی
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.