پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۸

گرت هواست که در دیده‌ای جهان بنمایی

چنان که هستی باید که آنچنان بنمایی

به گرد سجده زراندود ساز لوح جبین را

گرت هواست به خورشید و ماشان بنمایی

در آستانهٔ میخانه باب نیست تکبر

فتاده باش که راهی به ره‌روان بنمایی

حصار میکده در بر رخ بلا نگشاید

چه لازم است که خود را به آسمان بنمایی

بیا به گلشن میخانه در هوای زمستان

گلی بچین که توانی به ارغوان بنمایی

شراب و عشق جوان می‌کنند پیر کهن را

چه خوش بود که به پیرانه‌سر جوان بنمایی

جمال خوبی نیکان همیشه در نظر آید

به نام نیک توانی که جاودان بنمایی

به چشم تنگ جهان گر چه مشت خاک ضعیفی

ز دست خویش توانی که بحر و کان بنمایی

دل فسرده نگیرند مهوشان ز تو مجذوب

دلی بجو که توانی به دلبران بنمایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۰تا شدم آشنای تنهایی
  2. شمارهٔ ۲۴۱در دلم خون جهان جهان کردی
  3. شمارهٔ ۲۴۲عیش عیش ما باشد گر تو یار ما باشی
  4. شمارهٔ ۲۴۳خرم دلی که در همه حالش نظر کنی
  5. شمارهٔ ۲۴۴لَئِن جَلَّت ذَنوبی فی مَقامی
  6. شمارهٔ ۲۴۵ای شوخ اضطراب برای چه می‌کنی
  7. شمارهٔ ۲۴۶گرفتارم به خال پرفریب و چشم جادویی
  8. شمارهٔ ۲۴۷گر از گرد علایق دامن همت برافشانی
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.