پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۵

ای شوخ اضطراب برای چه می‌کنی

گر عاشقی شتاب برای چه می‌کنی

خود را اسیرِ عشقِ ز خود بی‌وفاتری

ای خانمان خراب برای چه می‌کنی

آن رنگ آفتابی گل‌گل شکفته را

هم‌رنگ ماهتاب برای چه می‌کنی

از سوز رشک و داغ تغافل چه آگهی

ما را دگر کباب برای چه می‌کنی

چون یافتی که با لب می‌گون چه نشئه‌هاست

منع من از شراب برای چه می‌کنی

رسوای خلق گشتی و همدرد ما شدی

از ما دگر حجاب برای چه می‌کنی

دانسته‌ای که عشق سراپا محبت است

از دوست اجتناب برای چه می‌کنی

بهر بتی که خفته در آغوش خواب ناز

از دیده منع خواب برای چه می‌کنی

دانسته‌ای که ناله مجذوب از چه روست

با ما دگر عتاب برای چه می‌کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۷گر از گرد علایق دامن همت برافشانی
  2. شمارهٔ ۲۴۸با غمش عیش دو عالم میتوانی کرد هی
  3. شمارهٔ ۲۴۹ساقی بیار جامی زآن آب ارغوانی
  4. شمارهٔ ۲۵۰بر دیر مغان گذر نداری
  5. شمارهٔ ۲۵۱گل رنگ و رو ببازد گر در چمن درآیی
  6. شمارهٔ ۲۵۲حاشا که ماه چارده و شمع خاوری
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.