پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۹

ساقی بیار جامی زآن آب ارغوانی

باشد گلی بچینم از گلشن جوانی

برخیز و در قدح کن آن آب آتشین را

باشد زنیم آبی بر آتش نهانی

آن زنده کرد یک تن این صد هزار دل‌را

لعل تو را که سنجد با آب زندگانی

زاهد اگر ببینی آن شکل و آن شمایل

حیران و خشک مانی مانند نقش مانی

عاشق شو و گذر کن بر کوچه خرابات

تا در هَمَت نپیچد پیری و ناتوانی

دائم ز عشق‌بازی خود را برو جوان کن

کآنجا نمی‌توان کرد بی‌عشق زندگانی

در خانقه به زنجیر نتوان تو را نگه داشت

گر هم‌چو ما گریبان از دست غم رهانی

تمهید طرفه روزی پیداست از قراین

دارد شتاب سختی عمر جهان فانی

با قوّت قناعت در خاک کن هوس را

کاین خصم برنیاید با زور ناتوانی

مهر قبول مجذوب از سجده می‌توان یافت

تا افسر سعادت بر آسمان رسانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۱گل رنگ و رو ببازد گر در چمن درآیی
  2. شمارهٔ ۲۵۲حاشا که ماه چارده و شمع خاوری
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.