پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۶

گرفتارم به خال پرفریب و چشم جادویی

به غارت داده‌ام دین و دل از ترکی و هندویی

به ایمانی که من دانم دگر دل برد از دستم

وفاداری جفاجویی دل‌آرامی پری‌رویی

به یغما داده‌ام گر دین و دل زاهد مکن منعم

سر و کارت نیفتاده است با ترک جفاجویی

نکردی جان نثار نیم‌ناز گوشه چشمی

عتابی بر دلت ناخن نزد از چین ابرویی

ندارد التفات چشم مستی سرخوشَت واعظ

نکردی سجده مستانه‌ای در پیش ابرویی

تو را کز پرده غفلت نظر چون غنچه تو بر توست

کجا دیدی نگاهی غافلی از چشم جادویی

نخواهی گشت آزاد از گرفتاری مگر وقتی

که شیدایت کند بیگانه‌خوی آشنارویی

به سر چون می‌کنی این راه را طی بی‌تعلق باش

قلم را کوه قافی می‌شود در ره سر مویی

به اقبال سحر درها به رخسار اثر وا شد

دلا وقت است آهی اشک چشمی یا ربی هویی

بجای شکوه از بیداد خوبان شکر کن مجذوب

وفادارت که می‌خواند نباشد تا جفاجویی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۸با غمش عیش دو عالم میتوانی کرد هی
  2. شمارهٔ ۲۴۹ساقی بیار جامی زآن آب ارغوانی
  3. شمارهٔ ۲۵۰بر دیر مغان گذر نداری
  4. شمارهٔ ۲۵۱گل رنگ و رو ببازد گر در چمن درآیی
  5. شمارهٔ ۲۵۲حاشا که ماه چارده و شمع خاوری
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.