پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۱

در دلم خون جهان جهان کردی

آن چه دل داشت آن چنان کردی

شکر لله که در وفا ما را

آزمودی و امتحان کردی

آسمان کیست تا از او ترسم

آسمان را تو آسمان کردی

از که جویم دوای درد تو را

که برابر تواش به جان کردی

از تو جویم که مشت خاکی را

چشم و گوش و لب و زبان کردی

کار جان در دلت کند غم یار

همچو جانش اگر نهان کردی

چشم بگشا که طرفه بازاری‌ست

تا که غافل شدی زیان کردی

گریه روشن کند سواد تو را

کی تو این درس را روان کردی

عاشقی پیشه کن که چون مجذوب

هر چه کردی جز این زیان کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۳خرم دلی که در همه حالش نظر کنی
  2. شمارهٔ ۲۴۴لَئِن جَلَّت ذَنوبی فی مَقامی
  3. شمارهٔ ۲۴۵ای شوخ اضطراب برای چه می‌کنی
  4. شمارهٔ ۲۴۶گرفتارم به خال پرفریب و چشم جادویی
  5. شمارهٔ ۲۴۷گر از گرد علایق دامن همت برافشانی
  6. شمارهٔ ۲۴۸با غمش عیش دو عالم میتوانی کرد هی
  7. شمارهٔ ۲۴۹ساقی بیار جامی زآن آب ارغوانی
  8. شمارهٔ ۲۵۰بر دیر مغان گذر نداری
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.