پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۶

باز در آتشم ز روی کسی

می‌کشد خاطرم به سوی کسی

باز چون آفتاب تنهاگرد

شده‌ام گرم جستجوی کسی

باز با شور دل‌گشای جنون

با خودم هست گفتگوی کسی

این نسیم از کجا وزید که باز

چون گل آشفته‌ام ز بوی کسی

بی‌نگاهی ز پیش ما مگذر

میتوان دید رنگ و روی کسی

گفتگوی تو روی تا ندهد

ندهم دل به گفتگوی کسی

گر نگیرد نیاز جانب ناز

چون شکیبد کسی ز خوی کسی

روز محشر که بهر چاره خویش

رو نهد هر کسی به سوی کسی

روبرو چون کنند با عملم

هست امیدم به آبروی کسی

وقت آن شد به همّت مجذوب

که نهم رخ به خاک کوی کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۸گرت هواست که در دیده‌ای جهان بنمایی
  2. شمارهٔ ۲۳۹نیست با ادافهمان حاجت درافشانی
  3. شمارهٔ ۲۴۰تا شدم آشنای تنهایی
  4. شمارهٔ ۲۴۱در دلم خون جهان جهان کردی
  5. شمارهٔ ۲۴۲عیش عیش ما باشد گر تو یار ما باشی
  6. شمارهٔ ۲۴۳خرم دلی که در همه حالش نظر کنی
  7. شمارهٔ ۲۴۴لَئِن جَلَّت ذَنوبی فی مَقامی
  8. شمارهٔ ۲۴۵ای شوخ اضطراب برای چه می‌کنی
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.