پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۵

یک شیشه از می ناب با یار سیم ساقی

گنجت اگر دهد رو در گوشه وثاقی

گه با نیاز پنهان در زیر لب دعایی

گه با نگاه خیره اظهار اشتیاقی

هرگز لبت نباشد چون گل ز خنده خالی

باشد شکرلبی را گر با تو اتفاقی

یک روز مست بنگر زاهد به طاق ابرو

محراب اگر نسازی در فنّ خویش طاقی

مکر عجوز دنیا رسواست در خرابات

آن جاست شاهد عدل گر میدهی طلاقی

آسان نباشد از خاک رفتن به بام افلاک

باید ز بال همّت این را بُراقی

همّت به خاک بازی چشم از فلک نپوشد

عیسی چرا نباشد در اینچنین رواقی

با یاد گل چو بلبل مستی ز خون دل کن

کی رو دهد وصالت بی‌محنت فراقی

مجذوب ذکر خیرت خواهی جهان بگیرد

باید دلت نورزد با هیچ دل نفاقی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۷ای دل نهفته ناله و افغان چه می‌کنی
  2. شمارهٔ ۲۳۸گرت هواست که در دیده‌ای جهان بنمایی
  3. شمارهٔ ۲۳۹نیست با ادافهمان حاجت درافشانی
  4. شمارهٔ ۲۴۰تا شدم آشنای تنهایی
  5. شمارهٔ ۲۴۱در دلم خون جهان جهان کردی
  6. شمارهٔ ۲۴۲عیش عیش ما باشد گر تو یار ما باشی
  7. شمارهٔ ۲۴۳خرم دلی که در همه حالش نظر کنی
  8. شمارهٔ ۲۴۴لَئِن جَلَّت ذَنوبی فی مَقامی
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.