پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۸

ای از ورق حسن تو هر حرف کتابی

خلق حَسَن از دفتر اخلاق تو بابی

بسیار چو عیسی و خضر چشم به راهند

یوسف صفت از چهره برانداز نقابی

عالم شود آن روز گلستان که جمالت

باران کند از لطف به هر گوشه سحابی

از شوق زمین‌بوس تو خورشید جهانتاب

عمریست که چون عمر گرفته است شتابی

ای دولت بیدار چه گردد که دهد رو

نظّاره رخسار تو در پردهٔ خوابی

ساقی مکن از گریه مستانه خموشم

باشد به رخ بخت بپاشیم گلابی

دنیای دنی در خور این طول امل نیست

این تشنه لبی را چه کند موج سرابی

چون گرد ریا کهنه شود ظلمت کفر است

در میکده خود را برسان بر لب آبی

از دار فنا دور مدان رفتن خود را

تا دم‌زده‌ای کم شود از بحر حبابی

مجذوب ز امّید تو خوشنود نگردم

تا در لب کوثر نکشم جام شرابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۰ای پادشاه خوبان سوی گدا نگاهی
  2. شمارهٔ ۲۳۱ز بس پیچیده‌ام خود را به فکر نازک‌اندامی
  3. شمارهٔ ۲۳۲نه با خورشید و مه این چرخ بازیگر کند بازی
  4. شمارهٔ ۲۳۳بیا ساقی که سردی می‌کند دی
  5. شمارهٔ ۲۳۴سرگشته و پریشان تا کو به کو نگردی
  6. شمارهٔ ۲۳۵یک شیشه از می ناب با یار سیم ساقی
  7. شمارهٔ ۲۳۶باز در آتشم ز روی کسی
  8. شمارهٔ ۲۳۷ای دل نهفته ناله و افغان چه می‌کنی
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.