پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۹

سلامی چون نسیم صبح‌گاهی

به آن رونق‌‌فزای بزم شاهی

انیس الدوله خاقان اعظم

رواج‌آموز لطف پادشاهی

چمن‌پیرای سروستان اقبال

چراغ افروز بزم خیرخواهی

نبودم هیچ وقتی بی‌دعایت

ز من اظهار و از دل‌ها گواهی

بود تا خیرخواهت نیّت خیر

مهیا باشدت هر آنچه خواهی

دل درویش از همدوشی شاه

نگرداند عنان از پادشاهی

اگر صد سال باشد همدم لعل

نگردد کهربا از رنگ کاهی

بیا ساقی که آن خصم اجل نام

نه بیم از شاه دارد نه سپاهی

نشاید شد حریف بازی چرخ

که آخر میبرد خواهی نخواهی

نفس را دوستی می‌دان زیانکار

که شد هم زندگی هم عمر گاهی

به نحوی صرف کن عمر نفس را

که دارد زنده‌ات چندان که خواهی

اگر درویش اگر شاه است مجذوب

بود راه نجاتش خیرخواهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۱ز بس پیچیده‌ام خود را به فکر نازک‌اندامی
  2. شمارهٔ ۲۳۲نه با خورشید و مه این چرخ بازیگر کند بازی
  3. شمارهٔ ۲۳۳بیا ساقی که سردی می‌کند دی
  4. شمارهٔ ۲۳۴سرگشته و پریشان تا کو به کو نگردی
  5. شمارهٔ ۲۳۵یک شیشه از می ناب با یار سیم ساقی
  6. شمارهٔ ۲۳۶باز در آتشم ز روی کسی
  7. شمارهٔ ۲۳۷ای دل نهفته ناله و افغان چه می‌کنی
  8. شمارهٔ ۲۳۸گرت هواست که در دیده‌ای جهان بنمایی
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.