پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۰

ای پادشاه خوبان سوی گدا نگاهی

خوبان نگاه خود را سر میدهند گاهی

کشتی‌سوار دولت ما را ز چشم مگذار

خیری بکن به درویش چون میروی به راهی

با غیر هفته هفته رفتی به سیر گلزار

ای ماه نو به ما هم بنمای رخ به ماهی

دل شد اسیر زلفت باری حمایتش کن

آورده گیر مرغی بر بوته‌ای پناهی

ای سنگدل نگاهی آخر به زیر پا کن

انکار کن که برخاست از خاک گرد راهی

یارا که راست یارا تا از تو وجه پرسد

گر پا نهی بهر گام در خون بی‌گناهی

ما را چه حدّ و یارا بزم وصال جستن

درویش را چه نسبت با چون تو پادشاهی

اشکم خبر ز دل داد گوهرنشان دریا

هستند اختران هم هر یک تو را گواهی

هرگز نیایدم رشک الا بر آن که دارد

در دیده موج اشکی در سینه مدّ آهی

بازم طواف آن در افکنده شور در سر

یا رب رفیق گردان ما را به خیرخواهی

از جرم بی‌حد خویش مجذوب پر میندیش

در خورد رحمتش کن گر میکنی نگاهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۲نه با خورشید و مه این چرخ بازیگر کند بازی
  2. شمارهٔ ۲۳۳بیا ساقی که سردی می‌کند دی
  3. شمارهٔ ۲۳۴سرگشته و پریشان تا کو به کو نگردی
  4. شمارهٔ ۲۳۵یک شیشه از می ناب با یار سیم ساقی
  5. شمارهٔ ۲۳۶باز در آتشم ز روی کسی
  6. شمارهٔ ۲۳۷ای دل نهفته ناله و افغان چه می‌کنی
  7. شمارهٔ ۲۳۸گرت هواست که در دیده‌ای جهان بنمایی
  8. شمارهٔ ۲۳۹نیست با ادافهمان حاجت درافشانی
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.