پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲

دو عالم دو چشم است حیران تو

کجا فکر ما و کجا شأن تو

به انداز یک مد کلک تو شد

ازل تا ابد آفرین‌خوان تو

فضای تو بست این نه اورنگ را

ز یکدانه فیروزهٔ کان تو

کف پیش‌خوردیست از خرمنی

کران تا کران خوان احسان تو

فلک را که هر روز گل‌ها شکفت

بود غنچه‌ای از گلستان تو

زمانی که این غنچه هم وا شود

چه گل‌ها بچینند مستان تو

عیانی چنان از هزاران نقاب

که هر ذره شد والهٔ آن تو

برون از مکان همچو جان در دلی

همان دل که جان کرد قربان تو

دری را که یاد تو بر دل گشود

گشاده است تا باغ رضوان تو

چه باک است از تشنگی خاک را

ز بحر کرم خواست باران تو

پی موج دریای رحمت بس است

نسیم مناجات پاکان تو

حیات ابد تا دم تیغ اوست

که را تا رسد آب حیوان تو

زیاد است و بیجا و حک‌کردنی

سر نقطه بی‌خط فرمان تو

دو چشمند و یک نور در راه راست

وصی بلافصل و قرآن تو

کرم کن به مجذوب خود یا علی

به قنبر بگو جان او جان تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۴ای نه فلک از بحر عطای تو حبابی
  2. شمارهٔ ۲۲۵ای آستان قدرت لب‌ریز پادشاهی
  3. شمارهٔ ۲۲۶ای مصحف جمال تو از رحمت آیتی
  4. شمارهٔ ۲۲۷منظور دل سینه پرنور تو بودی
  5. شمارهٔ ۲۲۸ای از ورق حسن تو هر حرف کتابی
  6. شمارهٔ ۲۲۹سلامی چون نسیم صبح‌گاهی
  7. شمارهٔ ۲۳۰ای پادشاه خوبان سوی گدا نگاهی
  8. شمارهٔ ۲۳۱ز بس پیچیده‌ام خود را به فکر نازک‌اندامی
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.