پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۱

هاتفم داد مژده‌ای از نو

که بکش جام و ناامید مشو

می بکش می که میرود بر باد

تخت جمشید و تاج کیخسرو

رهنمایی به رهرویی می‌گفت

خاطر از توشه جمع ساز و برو

آن چنان رو که درنمانی خشک

چون بکوبند کِشته را بدرو

گر سراسر جهان رفیق شوند

بی‌توکّل به هیچ راه مرو

آن که دادت مؤنت گندم

کی ستاند به جای گندم جو

تا نخیزی ز خاک ذرّه صفت

کی کند ذرّه‌پروری پرتو

تا دهندت نجات چون مجذوب

راستی پیشه ساز و راست برو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۳ای کُنتُ کَنز آیه نقش نگین تو
  2. شمارهٔ ۲۲۴ای نه فلک از بحر عطای تو حبابی
  3. شمارهٔ ۲۲۵ای آستان قدرت لب‌ریز پادشاهی
  4. شمارهٔ ۲۲۶ای مصحف جمال تو از رحمت آیتی
  5. شمارهٔ ۲۲۷منظور دل سینه پرنور تو بودی
  6. شمارهٔ ۲۲۸ای از ورق حسن تو هر حرف کتابی
  7. شمارهٔ ۲۲۹سلامی چون نسیم صبح‌گاهی
  8. شمارهٔ ۲۳۰ای پادشاه خوبان سوی گدا نگاهی
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.