پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۰

ز ناز طعنه خوبی بر آفتاب زده‌

ز لطف آمده یا ذره‌ای شراب زده‌

گشوده دست و فلک را به چرخ آورده

فکنده برقع و آتش به آفتاب زده‌

بهانه‌جو شده هر دم برای دیدن خویش

هزار بار بر آئینه انتخاب زده‌

بنا بر آئینهٔ آب بسته عالم را

برای دیدن خود نقش‌ها بر آب زده‌

چه عشوه‌ها که نه در غنچه یاد داده به گل

چه طعنه‌ها که نه در پرده بر گلاب زده‌

چگونه عرض تمنّای دل تواند کرد

لبی که بوسه بر این در به صد حجاب زده‌

عروج ناله مستان سینه‌صاف نگر

که پا به دوش دعاهای مستجاب زده‌

سری به جیب تفکر همیشه دارد عقل

مگر جنون به سرش تخته‌ یا کتاب زده‌

نشان گنج در این خاکدان گرفته سپهر

که خیمه بر سر این منزل خراب زده‌

به همّت از دم عیسی گذشته چون مجذوب

به صدق هر که دم از مهر بوتراب زده‌

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۲شده در شیشه ما بی‌تو می ناب گره
  2. شمارهٔ ۲۱۳سحر چون رخ نماید آفتاب آهسته آهسته
  3. شمارهٔ ۲۱۴رویی‌ست که عالم از تو دیده
  4. شمارهٔ ۲۱۵ماهی که کسب نور کند آفتاب از او
  5. شمارهٔ ۲۱۶روز عید است روی مهوش تو
  6. شمارهٔ ۲۱۷نیم جو معتقدِ طاعتِ بی‌گریه مشو
  7. شمارهٔ ۲۱۸زاهد چه سازم با چشم و ابرو
  8. شمارهٔ ۲۱۹ای سر سروقامتان خاک ره نیاز تو
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.