پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۶

روز عید است روی مهوش تو

شب قدر است زلف دلکش تو

کار من آن نگاه اول ساخت

آه از آن تیر روی ترکش تو

از جمال تو روشن است که شمع

سوخت پروانه را به آتش تو

منکر سلسبیل و کوثر نیست

جرعه‌نوش شراب بی‌غش تو

شاخ طوبی کشیده قدر بهشت

به تماشای سرو سرکش تو

خیره دارد نظارهٔ خود را

آفتاب از قبای زرکش تو

شاه را هست شوق پابوست

به سر طره مشوّش تو

در ره شوق بال و پر بخشد

صید دل را خدنگ پرکش تو

باده بی‌خمار خون دل است

مرحبا عاشق بلاکش تو

عافیت‌هاست در جفا مجذوب

ای خوشا خاطر مشوّش تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۸زاهد چه سازم با چشم و ابرو
  2. شمارهٔ ۲۱۹ای سر سروقامتان خاک ره نیاز تو
  3. شمارهٔ ۲۲۰ای فرّ و عزّ و جاه عیان از جبین تو
  4. شمارهٔ ۲۲۱هاتفم داد مژده‌ای از نو
  5. شمارهٔ ۲۲۲دو عالم دو چشم است حیران تو
  6. شمارهٔ ۲۲۳ای کُنتُ کَنز آیه نقش نگین تو
  7. شمارهٔ ۲۲۴ای نه فلک از بحر عطای تو حبابی
  8. شمارهٔ ۲۲۵ای آستان قدرت لب‌ریز پادشاهی
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.