پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۸

بازم تو غارت خرد و هوش کرده‌ای

بازم به یک نگاه تو مدهوش کرده‌ای

دانسته‌ای که حسرت ما هم قیامت است

با خود اگر تو دست در آغوش کرده‌ای

آگه تو را ز حال دل خویش چون کنم

کی همچو من ز آتش دل جوش کرده‌ای

سرو شکفته را جز از داغ لاله نیست

من کاسه‌های خون و تو می نوش کرده‌ای

گل از تو در کدام چمن چیده‌اند باز

خود را به سرو باغ که همدوش کرده‌ای

یک بار مژده شب وصلم نمی‌دهی

این وعده را نکرده فراموش کرده‌ای

در ناله اختیار ندارم وگرنه تو

فهم شکایت از لب خاموش کرده‌ای

این عزتم بس است که در پیش مدعی

از زیر چشم حرف مرا گوش کرده‌ای

جمع است خاطرم که دل خسته مرا

با حلقه‌های زلف زره‌پوش کرده‌ای

مجذوب تن به خواب مده دم غنیمت است

برخیز و شمع ناله چه خاموش کرده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۰ز ناز طعنه خوبی بر آفتاب زده‌
  2. شمارهٔ ۲۱۱نه سروت می‌توانم گفت نه ماه
  3. شمارهٔ ۲۱۲شده در شیشه ما بی‌تو می ناب گره
  4. شمارهٔ ۲۱۳سحر چون رخ نماید آفتاب آهسته آهسته
  5. شمارهٔ ۲۱۴رویی‌ست که عالم از تو دیده
  6. شمارهٔ ۲۱۵ماهی که کسب نور کند آفتاب از او
  7. شمارهٔ ۲۱۶روز عید است روی مهوش تو
  8. شمارهٔ ۲۱۷نیم جو معتقدِ طاعتِ بی‌گریه مشو
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.