پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۱

ای فلک بردی ز شاهان گر چه تاج از حد برون

من به درویشی گرفتم از تو باج از حد برون

دامن صبح وصال آسان نیاوردم به کف

ناله کردم در دل شب‌های داج از حد برون

دیده گر بی‌نم شد و دل بی‌تراوش دور نیست

داده‌ام بر این سیه‌چشمان خراج از حد برون

زلف جانان در میان ما پریشانی فکند

ور نه با دل بود مار امتزاج از حد برون

رو طبیبا خویش را رسوا مکن کار تو نیست

کرده‌ام بیماری دل را علاج از حد برون

چند پرسی کوچهٔ راحت‌فروشان در کجاست

هر کجا دارد تهی‌دستی رواج از حد برون

خاکساری کن که طبع یار ما پرنازک است

عجز باید کردنت با آن مزاج از حد برون

هیچ دانی لطف بی‌پایان چه می‌خواهد ز ما

شرمساری بی‌نهایت احتیاج از حد برون

من دماغ‌آشفته و مجذوب بی‌پروا و مست

هرزه تا کی می‌پری ناصح لجاج از حد برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۳خویش را رسوای شهر و کوچه و بازار کن
  2. شمارهٔ ۲۰۴خوشا در جستجویت از پی رنگ قبا گشتن
  3. شمارهٔ ۲۰۵سر مکش از سرای درویشان
  4. شمارهٔ ۲۰۶باده ناب را تماشا کن
  5. شمارهٔ ۲۰۷چشمت که دل از زاهد صد ساله گرفته
  6. شمارهٔ ۲۰۸بازم تو غارت خرد و هوش کرده‌ای
  7. شمارهٔ ۲۰۹ای روشن از خاک درت چشم جهان‌بین‌ همه
  8. شمارهٔ ۲۱۰ز ناز طعنه خوبی بر آفتاب زده‌
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.