پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۵

سر مکش از سرای درویشان

رخ متاب از دعای درویشان

به امید دعای خیر شدند

همه شاهان گدای درویشان

باج بر مسند شهان ندهد

گوشه دل‌گشای درویشان

سلطنت فقر و فقر سلطنت است

با عطای خدای درویشان

کرم دوست می‌کند شب و روز

عاشقی با لقای درویشان

تا توانی نوا گدایی کن

از دل بینوای درویشان

دست پرزر اگر چه پرزور است

چه کند با غنای درویشان

به خدا شاه را میسر نیست

عیش بی‌انتهای درویشان

خلق حور و بهشت چون نکند

اجر دارد جفای درویشان

رو طلب کن نشان شاه‌نشین

از دل با صفای درویشان

تا دعا خیرخواه سلطنت است

باد یا رب بقای درویشان

کیست گفتی در این میان مجذوب

ذره‌ای خاک پای درویشان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۷چشمت که دل از زاهد صد ساله گرفته
  2. شمارهٔ ۲۰۸بازم تو غارت خرد و هوش کرده‌ای
  3. شمارهٔ ۲۰۹ای روشن از خاک درت چشم جهان‌بین‌ همه
  4. شمارهٔ ۲۱۰ز ناز طعنه خوبی بر آفتاب زده‌
  5. شمارهٔ ۲۱۱نه سروت می‌توانم گفت نه ماه
  6. شمارهٔ ۲۱۲شده در شیشه ما بی‌تو می ناب گره
  7. شمارهٔ ۲۱۳سحر چون رخ نماید آفتاب آهسته آهسته
  8. شمارهٔ ۲۱۴رویی‌ست که عالم از تو دیده
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.