پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۷

یار دل را بی‌تکلف کرده جای خویشتن‌

صورت آیینه خود شد رونمای خویشتن‌

پرده بردار از گل رخسار تا در صحن باغ

گل شود بی‌هوش و بلبل بی‌نوای خویشتن‌

گفتگویی با توام چون روبرو خوش داده رو

از جفاهای تو گویم یا وفای خویشتن‌

با تو گویم دولت دیدار او چون داده رو

کرد جانان با دلم لطفی به جای خویشتن‌

گر برآری حاجتی را مطلب دل حاصل است

دل به دست آور که یابی مدعای خویشتن‌

از هوای ابر مستان را نشاط دیگر است

هر سری را هست ذوقی با هوای خویشتن‌

وجد صوفی را ندارد ساغر و مینا و خم

بی‌ادب این جا که می‌جنبد ز جای خویشتن‌

سفرهٔ خشک امل در گوشهٔ میخانه نیست

تا کشد هر کس به قدر اشتهای خویشتن‌

مدعی گر اره بر فرقش نهند آگاه نیست

تیشه دائم می‌زند ظالم به پای خویشتن‌

دولت دیدار او مجذوب از قرآن طلب

تا توانی فال نیکو زن برای خویشتن‌

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۹نیست مرا در نظر جز رخت ای ماه من
  2. شمارهٔ ۲۰۰به اصل و نسل مباهات ای پسر کم کن
  3. شمارهٔ ۲۰۱ای فلک بردی ز شاهان گر چه تاج از حد برون
  4. شمارهٔ ۲۰۲خویش را تند و تلخ زود مکن
  5. شمارهٔ ۲۰۳خویش را رسوای شهر و کوچه و بازار کن
  6. شمارهٔ ۲۰۴خوشا در جستجویت از پی رنگ قبا گشتن
  7. شمارهٔ ۲۰۵سر مکش از سرای درویشان
  8. شمارهٔ ۲۰۶باده ناب را تماشا کن
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.