پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۴

آن شب کز آتشِ می گردد چراغ روشن

پروانه می‌کشان را گوید چراغ روشن

پروانه‌ها چو بینند ساقیست شمع مجلس

ما شب به خیر گوییم ایشان چراغ روشن

با شمع دل که دائم با یاد عارضت سوخت

باشد همیشه ما را کنج فراغ روشن

مستان به سیر گلشن گل گل شکفته بخرام

تا گردد از جمالت اطراف باغ روشن

رخشانتر از کواکب آید به چشم افلاک

نرگس اگر ز رویت سازد چراغ روشن

از آب و رنگ حسنت اشکم شد است رنگین

چون لاله پیش خورشید در باغ و زاغ روشن

عمری دماغ باید در جستجوی دل سوخت

این شمع را نسازد هر بی‌دماغ روشن

این کاسه‌های پرخون کی سرخرو کنندت

چون لاله تا نسازیی دل را ز داغ روشن

این لطف تازه مجذوب الماس ریزه پر داشت

هم مرهمت مبارک هم چشم داغ روشن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۶دشمنی با ما به حرف دیگران دیگر مکن
  2. شمارهٔ ۱۹۷یار دل را بی‌تکلف کرده جای خویشتن‌
  3. شمارهٔ ۱۹۸بی‌طمع باش و عافیت‌ها کن
  4. شمارهٔ ۱۹۹نیست مرا در نظر جز رخت ای ماه من
  5. شمارهٔ ۲۰۰به اصل و نسل مباهات ای پسر کم کن
  6. شمارهٔ ۲۰۱ای فلک بردی ز شاهان گر چه تاج از حد برون
  7. شمارهٔ ۲۰۲خویش را تند و تلخ زود مکن
  8. شمارهٔ ۲۰۳خویش را رسوای شهر و کوچه و بازار کن
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.