پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

هر جا ز سرگذشت خود افسانه بسته‌ایم

بندی به پای عاقل و دیوانه بسته‌ایم

مشتاق یک نظاره دیدار آشناست

چشمی که از عنایت بیگانه بسته‌ایم

خون خورده‌ایم در عوض باده همچو شیر

تا ره به خصم خویش دلیرانه بسته‌ایم

در ملک فقر با غم یاجوج حرص نیست

سدّیست با همت شاهانه بسته‌ایم

در جستجوی دل که همان خانه خداست

احرام کعبه در ره میخانه بسته‌ایم

سیمای شمع در دل شب خوش‌نماتر است

ما دل به زلف یار حکیمانه بسته‌ایم

خواهش کجا به جذبه معشوق می‌رسد

تهمت به عشق‌بازی پروانه بسته‌ایم

با التفات ساقی و احسان می‌فروش

پیمان به دستیاری پیمانه بسته‌ایم

مجذوب باده نوش که ماییم و یک امید

آن هم به التفات کریمانه بسته‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷خیز تا بر در میخانه گذاری بکنیم
  2. شمارهٔ ۱۸۸میروم تا گریه‌ای در دامن هامون کنم
  3. شمارهٔ ۱۸۹آن شب که با خیال لبت غنچه خفته‌ام
  4. شمارهٔ ۱۹۰مجنون تو را تا کی روی دگری دیدن
  5. شمارهٔ ۱۹۱میگفت لیلی روزی به مجنون
  6. شمارهٔ ۱۹۲پیش بتان مذمت خورشید و ماه کن
  7. شمارهٔ ۱۹۳این که آید یار یا خورشید تابانست این
  8. شمارهٔ ۱۹۴آن شب کز آتشِ می گردد چراغ روشن
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.