پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۹

آن شب که با خیال لبت غنچه خفته‌ام

صبح از نسیم زلف تو گل گل شکفته‌ام

بیدار کرده صبح سعادت مرا ز خواب

آن شب که در خیال تو بیدار ‌خفته‌ام

دائم لبت به خنده و رویت شکفته باد

چون گل به یک پیاله کنی گر شکفته‌ام

صد ره میان خوف و رجا فکرتم گداخت

با آن که مژده‌ها ز کلامت شنفته‌ام

باید ز آستان تو جویم دوای خویش

آگاه جز تو کیست ز راز نهفته‌ام

از خارْ پای همتم اندیشه کی کند

در راه دل که با مژه یک عمر رفته‌ام

حیرت مکن ز همت مجذوب و زور عشق

گر شش هزار بیت به یک ماه گفته‌ام

نیکو نگر که نسخه دیوان محشر است

این شش هزار دُر که به یک ماه سفته‌ام

مجذوب لاف عشق زدن عاشقانه نیست

این نکته را به گوش تو صد بار گفته‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱میگفت لیلی روزی به مجنون
  2. شمارهٔ ۱۹۲پیش بتان مذمت خورشید و ماه کن
  3. شمارهٔ ۱۹۳این که آید یار یا خورشید تابانست این
  4. شمارهٔ ۱۹۴آن شب کز آتشِ می گردد چراغ روشن
  5. شمارهٔ ۱۹۵دوست یا رب چه دید باز از من
  6. شمارهٔ ۱۹۶دشمنی با ما به حرف دیگران دیگر مکن
  7. شمارهٔ ۱۹۷یار دل را بی‌تکلف کرده جای خویشتن‌
  8. شمارهٔ ۱۹۸بی‌طمع باش و عافیت‌ها کن
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.