پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰

مجنون تو را تا کی روی دگری دیدن

با ماه سخن گفتن در خواب پری دیدن

عمریست که سرگردان در کوی تو میگردد

خورشید که نتوانش پیش از نظری دیدن

در چشم شهیدانت کمتر ز قیامت نیست

آن قامت رعنا را در جلوه‌گری دیدن

هان ای دل ناپیدا باز آی که خوش باشد

بعد از خبر ناخوش روی سفری دیدن

واعظ چو گریزی نیست از جنّت و غلمانت

بیجا چه کنی مَنعم از حور و پری دیدن

ای منکر شبخیزان برخیز و تماشا کن

در تیرگی شب‌ها فیض سحری دیدن

دانی که تصوّف چیست آن با همه جوشیدن

در دیو نظر کردن دیدار پری دیدن

ای مست مشو پنهان از شیخ کز او دور است

با آن همه خودبینی عیب دگری دیدن

دانی که فراغت چیست آن بی‌سر و پا گشتن

از هر دو جهان خود را یکباره بری دیدن

مجذوب و من و مجنون تعلیم ز هم داریم

رفتار جوانان را در کبک دری دیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲پیش بتان مذمت خورشید و ماه کن
  2. شمارهٔ ۱۹۳این که آید یار یا خورشید تابانست این
  3. شمارهٔ ۱۹۴آن شب کز آتشِ می گردد چراغ روشن
  4. شمارهٔ ۱۹۵دوست یا رب چه دید باز از من
  5. شمارهٔ ۱۹۶دشمنی با ما به حرف دیگران دیگر مکن
  6. شمارهٔ ۱۹۷یار دل را بی‌تکلف کرده جای خویشتن‌
  7. شمارهٔ ۱۹۸بی‌طمع باش و عافیت‌ها کن
  8. شمارهٔ ۱۹۹نیست مرا در نظر جز رخت ای ماه من
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.