پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷

خیز تا بر در میخانه گذاری بکنیم

با لب مغبچه‌ای دفع خماری بکنیم

راه ظلمات لب و چشمه حیوان دور است

التماسی ز لب لعل نگاری بکنیم

ما همان به که در این دایره حیرانی

خویش را محو رخ لاله‌عذاری بکنیم

نیست در انجمن وعظ به جز غصه و آه

عیش آن است که با مهر نگاری بکنیم

در مقامی که به یاد لب او می نکشند

زآن میان مصلحت آن به که کناری بکنیم

ما ندانیم پریشانی ما تا کی و چند

تا سر زلف تو خوب است قراری بکنیم

عمر نقدیست که البته ز کف خواهد شد

خوشتر آن است که صرف غم یاری بکنیم

خواب را سر ده و برخیز که با دیده باز

شاه‌بازی برسانیم و شکاری بکنیم

عمر مجذوب نه این روز و شب و سال و مه است

عمر آن است که صرف غم یاری بکنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۹آن شب که با خیال لبت غنچه خفته‌ام
  2. شمارهٔ ۱۹۰مجنون تو را تا کی روی دگری دیدن
  3. شمارهٔ ۱۹۱میگفت لیلی روزی به مجنون
  4. شمارهٔ ۱۹۲پیش بتان مذمت خورشید و ماه کن
  5. شمارهٔ ۱۹۳این که آید یار یا خورشید تابانست این
  6. شمارهٔ ۱۹۴آن شب کز آتشِ می گردد چراغ روشن
  7. شمارهٔ ۱۹۵دوست یا رب چه دید باز از من
  8. شمارهٔ ۱۹۶دشمنی با ما به حرف دیگران دیگر مکن
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.