پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۱

ای دل بیا که مژده وصلی شنیده‌ام

روز خوشی به طالع خود باز دیده‌ام

در بزم وصل ناله یقین دل‌گشاتر است

مَنعم مکن که بلبل هجران کشیده‌ام

پروانه‌‎وار روز و شبم در نظر یکیست

بی‌دوست روشنی ندهد نور دیده‌ام

یک عمر خون گره شده چون لعل در دلم

تا مژده‌ای ز لعل لبت واکشیده‌ام

در سینه داغ نیست که درهم شکفته است

از لاله‌زار عشق تو گل‌هاست چیده‌ام

با یاد زلف و روی تو واللیل و الضحی است

حرزی که در فراق تو بر خود دمیده‌ام

دردت عزیزتر بود از جان و غافلم

حق با من است از آن که پر ارزان خریده‌ام

دست دهنده آب به آتش زند مدام

ساقی شنیده‌ای تو ولی بنده دیده‌‌ام

تنها نه پیش پیر مغان می به از ریاست

از مفتیان مدرسه هم وارسیده‌ام

در عشق سید حادثه پستم نمی‌کند

چون کوه در حصار فلک آرمیده‌ام

مجذوب مژده باد که آمد بهار وصل

بالیدنی به طالع خود بازدیده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۳به خون دیده مکتوبی نگارم
  2. شمارهٔ ۱۸۴کو همّت مردانه‌ای تا از تمنا رم کنم
  3. شمارهٔ ۱۸۵هر جا ز سرگذشت خود افسانه بسته‌ایم
  4. شمارهٔ ۱۸۶گردیده‌ام غبار و پناهی گرفته‌ام
  5. شمارهٔ ۱۸۷خیز تا بر در میخانه گذاری بکنیم
  6. شمارهٔ ۱۸۸میروم تا گریه‌ای در دامن هامون کنم
  7. شمارهٔ ۱۸۹آن شب که با خیال لبت غنچه خفته‌ام
  8. شمارهٔ ۱۹۰مجنون تو را تا کی روی دگری دیدن
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.