پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰

چه غم دارم غم دلدار دارم؟

چه کم دارم غم بسیار دارم؟

ندانستم دلم را چون ربودند

زیان از گرمی بازار دارم

دلم جمع است با زلف پریشان

مسلمانم ولی زنّار دارم

ز بس در کوچه‌ها بیهوده گشتم

خجالت از در و دیوار دارم

رقیب از خاطرم نگذشته هرگز

شکایت‌گونه‌ای از یار دارم

سلیمان خاتمی افکنده از دست

در این بیغوله هم من کار دارم

ز خصم کج‌زبان اندیشه‌ام نیست

زبان خوش برای مار دارم

سراپا عیبم و نیکم شناسند

کریمی چون خدا ستار دارم

از آنم چشم بر مال کسی نیست

که من هم چشم گوهربار دارم

دل از کف داده‌ای مجذوب و مستم

به غیر از عاشقی صد کار دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۲هر کجا مستان به آن سرو روان برخورده‌ایم
  2. شمارهٔ ۱۸۳به خون دیده مکتوبی نگارم
  3. شمارهٔ ۱۸۴کو همّت مردانه‌ای تا از تمنا رم کنم
  4. شمارهٔ ۱۸۵هر جا ز سرگذشت خود افسانه بسته‌ایم
  5. شمارهٔ ۱۸۶گردیده‌ام غبار و پناهی گرفته‌ام
  6. شمارهٔ ۱۸۷خیز تا بر در میخانه گذاری بکنیم
  7. شمارهٔ ۱۸۸میروم تا گریه‌ای در دامن هامون کنم
  8. شمارهٔ ۱۸۹آن شب که با خیال لبت غنچه خفته‌ام
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.