پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۹

از ریا طرفی نبستم ترک عادت می‌کنم

میروم در حلقه مستان عبادت می‌کنم

بهتر از اشک ندامت هیچ استغفار نیست

بعد از این با گریه مستانه طاعت می‌کنم

کار و بار می‌فروشان دل به دست آوردن است

می‌روم تفتیش اربات مروّت می‌کنم

آمدم بر آستانت تا کنم جان را نثار

جان چه باشد آن چه مقدور است خدمت می‌کنم

بی‌رخت با ناله آتش در گلستان می‌زنم

بی قدت سروی که می‌بینم قیامت می‌کنم

در خیال لعل می‌گونت دلم خون می‌شود

تا نمکدانی به کار این جراحت می‌کنم

گر کنم گاهی رقیبان را نوازش دور نیست

همچو مجنون با سگ لیلی محبت می‌کنم

چون ملائک تا شوم در محفل جان شمع بزم

خویش را پروانه خدّام حضرت می‌کنم

دولت بیدار دل جز دیده بیدار نیست

چشم باز خویشتن را باز دولت می‌کنم

از گناه خویشتن مجذوب خاطر جمع دار

التماس از پادشاه دین و دولت می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۱ای دل بیا که مژده وصلی شنیده‌ام
  2. شمارهٔ ۱۸۲هر کجا مستان به آن سرو روان برخورده‌ایم
  3. شمارهٔ ۱۸۳به خون دیده مکتوبی نگارم
  4. شمارهٔ ۱۸۴کو همّت مردانه‌ای تا از تمنا رم کنم
  5. شمارهٔ ۱۸۵هر جا ز سرگذشت خود افسانه بسته‌ایم
  6. شمارهٔ ۱۸۶گردیده‌ام غبار و پناهی گرفته‌ام
  7. شمارهٔ ۱۸۷خیز تا بر در میخانه گذاری بکنیم
  8. شمارهٔ ۱۸۸میروم تا گریه‌ای در دامن هامون کنم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.