پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۴

دگر رفتم که در میخانه باشم

رفیق شیشه و پیمانه باشم

ز می‌نوشی رود کار من از پیش

روم در کار خود مردانه باشم

دل دریاکشم خوشنود از آن است

که من دردی‌کش میخانه باشم

چرا از می فروشان دور گردم

چرا با آشنا بیگانه باشم

در آن مجلس که ساقی شمع‌ بزم است

چرا حسرت‌کش پروانه باشم

به حرف ناصح و فریاد واعظ

اگر عاقل شوم دیوانه باشم

برو زاهد ریا فسق است بی‌عیش

چو در دامم چرا بی‌دانه باشم

بیا ساقی به رغم کورطبعان

خراب نرگس مستانه باشم

تو می‌باید که دائم شاد باشی

چه باشم من که باشم یا نه باشم

توانم آشنا را آشنا ساخت

اگر بیگانه‌ٔ بیگانه باشم

چه حاصل از غم ایامْ مجذوب

همان بهتر که در میخانه باشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۶پیمانه‌کش و رند و خراباتی و مستیم
  2. شمارهٔ ۱۷۷به صد آشفتگی چون موج هر سو بی‌قرار افتم
  3. شمارهٔ ۱۷۸چشم تر آخر به رویش بی‌نقاب انداختیم
  4. شمارهٔ ۱۷۹از ریا طرفی نبستم ترک عادت می‌کنم
  5. شمارهٔ ۱۸۰چه غم دارم غم دلدار دارم؟
  6. شمارهٔ ۱۸۱ای دل بیا که مژده وصلی شنیده‌ام
  7. شمارهٔ ۱۸۲هر کجا مستان به آن سرو روان برخورده‌ایم
  8. شمارهٔ ۱۸۳به خون دیده مکتوبی نگارم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.