پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۶

پیمانه‌کش و رند و خراباتی و مستیم

تزویر ندانیم همینیم که هستیم

چز پیروی پیر مغان در سر ما نیست

ما بر سر اقرار همان روز الستیم

آن نیست که ما هم به غم توبه نباشیم

ما توبه همان روز که کردیم شکستیم

با ننگ خودی ذوق ز مستی نتوان یافت

گو خلق بدانند که ما باده‌پرستیم

‌از دل غم بی‌فایده کردی شد و برخاست

آن روز که لب بر لب پیمانه نشستیم

بی‌قطع تعلق نتوان گشت گرفتار

عهدی‌ست که با زلف سمن‌سای تو بستیم

یک عمر پریشان شدن و شاد نشستن

آن روز به دام تو فتادیم که رستیم

بر ما مفشان دست که ما بی‌سروپایان

بر دامن لطف تو سراپا همه دستیم

درویش میازار که در بندگی شاه

مستیم و سرافراز به آن قدر که بستیم

از صحبت مجذوب چه گل‌ها که نچیدیم

صد بار درست است که ما توبه شکستیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۸چشم تر آخر به رویش بی‌نقاب انداختیم
  2. شمارهٔ ۱۷۹از ریا طرفی نبستم ترک عادت می‌کنم
  3. شمارهٔ ۱۸۰چه غم دارم غم دلدار دارم؟
  4. شمارهٔ ۱۸۱ای دل بیا که مژده وصلی شنیده‌ام
  5. شمارهٔ ۱۸۲هر کجا مستان به آن سرو روان برخورده‌ایم
  6. شمارهٔ ۱۸۳به خون دیده مکتوبی نگارم
  7. شمارهٔ ۱۸۴کو همّت مردانه‌ای تا از تمنا رم کنم
  8. شمارهٔ ۱۸۵هر جا ز سرگذشت خود افسانه بسته‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.