پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷

به صد آشفتگی چون موج هر سو بی‌قرار افتم

که زین دریای توفان‌خیز شاید بر کنار افتم

غزال فیض پر وحشی‌ست کو آن جام کثرت‌سوز

که بیخود گردم و تنها به دنبال شکار افتم

چرا پوشم در این میخانه چشم از روی آن ساقی

که چشم مست او هرگز نخواهد در خمار افتم

هوای عشرت‌افزا جوش گل مپسند ای ساقی

که گل گل بشکفد گلزار و من در خار خار افتم

در آن میخانه شوقم را تمنّا در کنار افتد

که مست از پای خم برخیزم و در پای یار افتم

شعور عقل را چون نیست عار از ننگ نادانی

روم در عالم مستی به فکر ننگ و عار افتم

شدم در باغ و از آشفتگی بی‌او ندانستم

به نی چون ناله پیچم یا چو آتش در خیار افتم

جنون از داغ‌های سینه‌ام آن لحظه گل چیند

که با یاد رخت مستان به طرف لاله‌زار افتم

دلم آن لحظه خاطرجمع گردد از پریشانی

که در پای تو چون زلف دوتا بی‌اختیار افتم

بهشتِ نقدِ این ویران‌سرا مجذوب آن باشد

که دائم در دیار دل به فکر درد یار افتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۹از ریا طرفی نبستم ترک عادت می‌کنم
  2. شمارهٔ ۱۸۰چه غم دارم غم دلدار دارم؟
  3. شمارهٔ ۱۸۱ای دل بیا که مژده وصلی شنیده‌ام
  4. شمارهٔ ۱۸۲هر کجا مستان به آن سرو روان برخورده‌ایم
  5. شمارهٔ ۱۸۳به خون دیده مکتوبی نگارم
  6. شمارهٔ ۱۸۴کو همّت مردانه‌ای تا از تمنا رم کنم
  7. شمارهٔ ۱۸۵هر جا ز سرگذشت خود افسانه بسته‌ایم
  8. شمارهٔ ۱۸۶گردیده‌ام غبار و پناهی گرفته‌ام
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.