پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱

تا پای همت می‌رود از آرزو رم می‌کنم

دست از تمنّا می‌کشم تسخیر عالم می‌کنم

کی رو دهد با سیم و زر با گنج و یاقوت و گهر

آن عیش‌ها کز دولت اشک دمادم می‌کنم

بر زلف آن ماه چگل دل‌بسته‌ام از جان و دل

خود را مسلم متصل از شق اسلم می‌کنم

در گلشن صبر و وفا کاری ندارم جز دعا

گاهی شکایت با صبا از زلف پرخم می‌کنم

گفتم شدم دیوانه‌ات عمریست در میخانه‌ات

گفتا به یک پیمانه‌ات من نیز آدم می‌کنم

زاهد ندانی کیستم کی چون تو بی می زیستم

بی فکر هرگز نیستم طاعت مگو کم می‌کنم

هر چند بی‌هوش از میم از مرگ هم غافل نیم

جامی که بر سر می‌کشم یادی هم از جم می‌کنم

افیون و می با یکدگر کیفیت دیگر دهد

زآن غصه را با خون دل پیوسته در هم می‌کنم

خوش می‌گشاید دم به دم در برزخ مجذوب هم

صبری که من در کنج غم با چشم پرنم می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳من از آن کلاهِ همّت که به طرْف بر شکستم
  2. شمارهٔ ۱۷۴دگر رفتم که در میخانه باشم
  3. شمارهٔ ۱۷۵هر زمان از خون دل جام شرابی می‌زنم
  4. شمارهٔ ۱۷۶پیمانه‌کش و رند و خراباتی و مستیم
  5. شمارهٔ ۱۷۷به صد آشفتگی چون موج هر سو بی‌قرار افتم
  6. شمارهٔ ۱۷۸چشم تر آخر به رویش بی‌نقاب انداختیم
  7. شمارهٔ ۱۷۹از ریا طرفی نبستم ترک عادت می‌کنم
  8. شمارهٔ ۱۸۰چه غم دارم غم دلدار دارم؟
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.