پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰

ما تن به عیش مفت و مسلم نمی‌دهیم

یعنی غم تو را به دو عالم نمی‌دهیم

تشریف غم ز روز ازل سرنوشت ماست

او هم نمی‌ستاند و ما هم نمی‌دهیم

ما دل به جام و گوشه میخانه بسته‌ایم

این گوشه را به سلطنت جم نمی‌دهیم

لذت ز غم نیافته حیرت مکن طبیب

گر دل به مهربانی مرهم نمی‌دهیم

آشفتگی ز خاطر ما کم نمی‌شود

تا دل به دست طرّه پرخم نمی‌دهیم

ویران‌سرای حادثه را آن ثبات نیست

رخصت به سیل اشک دمادم نمی‌دهیم

نگذشته بود از سر آوازه سخا

انصاف بر سخاوت حاتم نمی‌دهیم

ای دل شکفته باش که غم نیست در بهشت

این مژده را به مردم بی‌غم نمی‌دهیم

یاد تو و رفاقت مجذوب و کنج غم

این گوشه را به عیش دو عالم نمی‌دهیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲از دامن خود دست کشیدیم و گذشتیم
  2. شمارهٔ ۱۷۳من از آن کلاهِ همّت که به طرْف بر شکستم
  3. شمارهٔ ۱۷۴دگر رفتم که در میخانه باشم
  4. شمارهٔ ۱۷۵هر زمان از خون دل جام شرابی می‌زنم
  5. شمارهٔ ۱۷۶پیمانه‌کش و رند و خراباتی و مستیم
  6. شمارهٔ ۱۷۷به صد آشفتگی چون موج هر سو بی‌قرار افتم
  7. شمارهٔ ۱۷۸چشم تر آخر به رویش بی‌نقاب انداختیم
  8. شمارهٔ ۱۷۹از ریا طرفی نبستم ترک عادت می‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.