پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۷

دارد به سر هوای رخت آفتاب هم

خون کرده خنده‌ات به دل لعل ناب هم

در پرده زد جمال تو آتش به کائنات

یعنی نداشت تاب جمالت نقاب هم

پیچید سنبل از غم زلفت به خویشتن

در برگ غنچه پرده‌نشین گلاب هم

از تاب باده بر گل رویت عرق نشست

یا آتش از رخ تو خجل گشت و آب هم

خورشید را نهان نکند پرده‌های راز

محوت کدام ذرّه نشد در نقاب هم

خرسند شو چو لعل بدخشان به خون دل

تا از جگر شراب دهندت کباب هم

جامی در این جهان به جگرتشنه‌ای بده

تا آن جهان نجات دهندت ثواب هم

خود را به شوق گریه مستانه مست کن

تا ناله‌ات دعا شود و مستجاب هم

سنجیده‌ گوی آن چه نپرسند هم مگوی

این نکته را ز من بشنو از کتاب هم

دیدیم ما ملازم درویش بوده است

آسایشی که شاه نبیند به خواب هم

آهم خجالت از دل مجذوب می‌کشد

شکر خدا که رفت غم و اضطراب هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۹دل داده‌ایم و تحفه دردی گرفته‌ایم
  2. شمارهٔ ۱۷۰ما تن به عیش مفت و مسلم نمی‌دهیم
  3. شمارهٔ ۱۷۱تا پای همت می‌رود از آرزو رم می‌کنم
  4. شمارهٔ ۱۷۲از دامن خود دست کشیدیم و گذشتیم
  5. شمارهٔ ۱۷۳من از آن کلاهِ همّت که به طرْف بر شکستم
  6. شمارهٔ ۱۷۴دگر رفتم که در میخانه باشم
  7. شمارهٔ ۱۷۵هر زمان از خون دل جام شرابی می‌زنم
  8. شمارهٔ ۱۷۶پیمانه‌کش و رند و خراباتی و مستیم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.