پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۸

توبه کردم که دگر توبه ز صهبا نکنم

درِ غم‌های جهان را به عبث وا نکنم

ساقیا مایه غم عقل کج‌اندیشهٔ ماست

می بده تا دگر اندیشه بیجا نکنم

من هم از قهقهه چون خنده مینا شب و روز

خون چرا در دل این گنبد مینا نکنم

غم دنیای دنی دشمن دین و دل ماست

نیست مردی که علاج غم دنیا نکنم

ناکسم گر به هواداری آن زلف دوتا

پنجه در پنجه مردافکن جوزا نکنم

من که اشکم همه جا گنج گهر کرده روان

خنده چون بر زر کم‌خرج ثریا نکنم

همه را فقر و فنای همه روشن شده است

از تو هم جز تو همان به که تمنّا نکنم

شمع رخسار تو فرمود که در روز الست

کار پروانه کنم من هم و پروا نکنم

صبر و هوش و خرد و دین و دلم رفته ز دست

نروم تا همه را پیش تو پیدا نکنم

آن هنر نیست که بد بینم و گویم هنر است

هنر آن است که بد بینم و رسوا نکنم

عقل آن است که با عقل به آبش بدهم

آن شنا را که به اندازه دریا نکنم

کربلا گر چه ربود از دل مجذوب قرار

من چرا در نجف آسوده تماشا نکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰ما تن به عیش مفت و مسلم نمی‌دهیم
  2. شمارهٔ ۱۷۱تا پای همت می‌رود از آرزو رم می‌کنم
  3. شمارهٔ ۱۷۲از دامن خود دست کشیدیم و گذشتیم
  4. شمارهٔ ۱۷۳من از آن کلاهِ همّت که به طرْف بر شکستم
  5. شمارهٔ ۱۷۴دگر رفتم که در میخانه باشم
  6. شمارهٔ ۱۷۵هر زمان از خون دل جام شرابی می‌زنم
  7. شمارهٔ ۱۷۶پیمانه‌کش و رند و خراباتی و مستیم
  8. شمارهٔ ۱۷۷به صد آشفتگی چون موج هر سو بی‌قرار افتم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.