پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵

ای سراپا ناز قربانت شوم

ناز کن تا باز قربانت شوم

جمله خوبان جهان صید تواند

من هم ای شهباز قربانت شوم

آفرینش زنده اعجاز توست

ای تمام‌اعجاز قربانت شوم

شمع رویت گو که دل پروانه‌وار

تا کند پرواز قربانت شوم

می‌شوم قربان آن ساعت که باز

بینمت دمساز قربانت شوم

صد رهم گر بازگردانی ز راه

بازگردم باز قربانت شوم

هر که قربان تو شد ممتاز شد

بارها ممتاز قربانت شوم

گر کنم صد جان فدایت هر زمان

از دل و جان باز قربانت شوم

دیده مجذوب حیران تو شد

من هم ای شهباز قربانت شوم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷دارد به سر هوای رخت آفتاب هم
  2. شمارهٔ ۱۶۸توبه کردم که دگر توبه ز صهبا نکنم
  3. شمارهٔ ۱۶۹دل داده‌ایم و تحفه دردی گرفته‌ایم
  4. شمارهٔ ۱۷۰ما تن به عیش مفت و مسلم نمی‌دهیم
  5. شمارهٔ ۱۷۱تا پای همت می‌رود از آرزو رم می‌کنم
  6. شمارهٔ ۱۷۲از دامن خود دست کشیدیم و گذشتیم
  7. شمارهٔ ۱۷۳من از آن کلاهِ همّت که به طرْف بر شکستم
  8. شمارهٔ ۱۷۴دگر رفتم که در میخانه باشم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.