پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۲

زاهد مگو که مست شراب دو ساله‌ام

چشمی گرفته است به باد پیاله‌ام

واقف نه‌ای که چون به کمندم گرفته است

با زلف عنبرین بت مشکین‌کلاله‌ام

هرگز به راه میکده خودسر نرفته‌ام

قسمت مدام کرده به این در حواله‌ام

چون دیده‌ام مدام نباشد به خط جام

این خط خلاص کرده ز قید رساله‌ام

یک دم خیال روی خوش و صنعت خدا

بهتر بود ز طاعت هفتاد ساله‌ام

تا گوشه‌ای ز ملک غمت دل به جان خرید

در سینه داغ‌ها شده مهر قباله‌ام

با لطف آن مزاج ندانم که از چه رو

هرگز به خاطر تو گران نیست ناله‌ام

شکر خدا که از لب لعلت نهان نبود

آن زهرها که ریخت غمت در پیاله‌ام

دوشم به یاد خط تو دیوانه کرده بود

دیدار ماه چارده و دور هاله‌ام

مجذوب از قرینه توان یافتن که دوست

آزرده نیست خاطرش از آه و ناله‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۴ز بحرین نظر گنج گهر در آستین دارم
  2. شمارهٔ ۱۶۵ای سراپا ناز قربانت شوم
  3. شمارهٔ ۱۶۶ما به این در ز پی برگ و نوا آمده‌ایم
  4. شمارهٔ ۱۶۷دارد به سر هوای رخت آفتاب هم
  5. شمارهٔ ۱۶۸توبه کردم که دگر توبه ز صهبا نکنم
  6. شمارهٔ ۱۶۹دل داده‌ایم و تحفه دردی گرفته‌ایم
  7. شمارهٔ ۱۷۰ما تن به عیش مفت و مسلم نمی‌دهیم
  8. شمارهٔ ۱۷۱تا پای همت می‌رود از آرزو رم می‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.