پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۸

من که دردی‌کش و بی‌ساخته و بی‌باکم

طاعت ساخته هرگز نکند غمناکم

من چرا در گرو عمر به ساغر نکنم

پیش از آن روز که پیمانه کنند از خاکم

پیش من شیشه پر به بود از خم تهی

باج بر عقل فلاطون ندهد ادراکم

آتش دوزخم از عهده نیاید بیرون

آب میخانه نسازد ز ریا گر پاکم

‌نتوان شد خجل از مغبچه باده‌فروش

ور نه جز غصه چه حاصل بود از املاکم

از همان روز دلم شمع هدایت افروخت

کآتش عشق تو آمیخته شد با خاکم

طایر قدسم و باغ وطنم رفته ز یاد

تا کجا باز کنند از گره افلاکم

گره رشته جانم که سر عاریت است

نگشاید مگر از حلقه آن فتراکم

رند و دردی‌کش و مجذوب و نظربازم و مست

فکر بی‌فایده هرگز نکند غمناکم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۰ساغری گر ز لب لعل تو دریوزه کنم
  2. شمارهٔ ۱۶۱من به این در نه پی نعمت و ناز آمده‌ام
  3. شمارهٔ ۱۶۲زاهد مگو که مست شراب دو ساله‌ام
  4. شمارهٔ ۱۶۳مستیم و گنه‌کار و به جز آه نداریم
  5. شمارهٔ ۱۶۴ز بحرین نظر گنج گهر در آستین دارم
  6. شمارهٔ ۱۶۵ای سراپا ناز قربانت شوم
  7. شمارهٔ ۱۶۶ما به این در ز پی برگ و نوا آمده‌ایم
  8. شمارهٔ ۱۶۷دارد به سر هوای رخت آفتاب هم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.