پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۶

چون جام باده کوی مغان است مسکنم

پاک است طینتم چه شد آلوده دامنم

می‌خانه را به جای بهشتم نموده‌اند

تا از خیال محو نگردد نشیمنم

آب و هوای میکده‌ام گشته کارساز

زآن رو که سایه‌پرور طوبی است گلشنم

ساقی بیار ساغر آیینه‌فام را

باشد نظر به چهره مقصود افکنم

باکم به یمن عشق ز شمشیر خصم نیست

از آتشم بترس مترسان ز آهنم

شکر خدا که از مدد بخت کارساز

کامی که خواستم ز خدا شد میسرم

اندیشه نیست بیژن دل را ز چاه تن

پرورده تهم‌تن عشق است بیژنم

عیبم مکن به فقر که چون شمع آفتاب

با نور دل لباس گران است بر تنم

خدمت نکرده کس به مقامی نمی‌رسد

این نکته بس بود ز مقامات هر فنم

مجذوب می‌کشم سر شوریده را به دوش

تا روی دوست بینم و در پاش افکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۸من که دردی‌کش و بی‌ساخته و بی‌باکم
  2. شمارهٔ ۱۵۹ز هر شأن و شوکت بس این عزتم
  3. شمارهٔ ۱۶۰ساغری گر ز لب لعل تو دریوزه کنم
  4. شمارهٔ ۱۶۱من به این در نه پی نعمت و ناز آمده‌ام
  5. شمارهٔ ۱۶۲زاهد مگو که مست شراب دو ساله‌ام
  6. شمارهٔ ۱۶۳مستیم و گنه‌کار و به جز آه نداریم
  7. شمارهٔ ۱۶۴ز بحرین نظر گنج گهر در آستین دارم
  8. شمارهٔ ۱۶۵ای سراپا ناز قربانت شوم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.