پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳

دارم به سر که خدمت پیر مغان کنم

تا عیش‌ها ز دولت بخت جوان کنم

هرگز کسی به دولت خود پا نمیزند

تا سر به جاست خدمت این آستان کنم

مشقی‌ست ناله‌ام که به شب میرود ز پیش

درسی‌ست گریه‌ام که به مستی روان کنم

لعل لبت مگر دهدم صد هزار جان

تا من به کام دل نفسی جانفشان کنم

ساقی بیار آن قدح سبز یک منی

تا خون رشک در دل هفت آسمان کنم

عشقم به گوش دل به هزار آب و تاب گفت

یاقوت را چه باک اگر امتحان کنم

با نیش خار خندهٔ گل دلگشاتر است

دیوانگیست شکوه گر از باغبان کنم

بی‌غور حرف لب مگشا در جواب من

تا من به یک اشاره تو را نکته‌دان کنم

در روزگار پیری اگر با من است دل

بازش به عشق تازه‌جوانی جوان کنم

مجذوب سر مکش ز پی شهسوار عشق

تا آگهت ز جرأت صاحب‌قران کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۵صبح است و نموده‌ای جمالم
  2. شمارهٔ ۱۵۶چون جام باده کوی مغان است مسکنم
  3. شمارهٔ ۱۵۷کی رو دهد که با تو شبی گفتگو کنم
  4. شمارهٔ ۱۵۸من که دردی‌کش و بی‌ساخته و بی‌باکم
  5. شمارهٔ ۱۵۹ز هر شأن و شوکت بس این عزتم
  6. شمارهٔ ۱۶۰ساغری گر ز لب لعل تو دریوزه کنم
  7. شمارهٔ ۱۶۱من به این در نه پی نعمت و ناز آمده‌ام
  8. شمارهٔ ۱۶۲زاهد مگو که مست شراب دو ساله‌ام
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.