پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

بهار آمد چرا بی‌باده باشیم

به کنج غم چرا افتاده باشیم

چرا با مهلت شش روزه چون گل

سر مستانه‌ای نگشاده باشیم

به یاد روی خوبان روی خود را

چرا بر روی گل ننهاده باشیم

به شوق گلرخان چون بلبل مست

به پای گل چرا نفتاده باشیم

سر آسوده را مستان و بی‌باک

به پای خم چرا ننهاده باشیم

غم ایام ساقی در کمین است

بیا تا جنگ را آماده باشیم

بیار آن آتشین آب ریاسوز

اگر هم در سر سجاده باشیم

در این بازار ایمان میفروشند

چه باشد ما دل از کف داده باشیم

نفس‌ها را حساب آسان توان داد

جواب نفس خود گر داده باشیم

چو عاشق سایه معشوق خویش است

همان بهتر که ما افتاده باشیم

بهشت نقد آن باشد که مستان

رفیق دلبران ساده باشیم

در این غمخانه چون مجذوب آن به

که با معشوق و جام باده باشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴کار خود را ما به لطف کارساز انداختیم
  2. شمارهٔ ۱۵۵صبح است و نموده‌ای جمالم
  3. شمارهٔ ۱۵۶چون جام باده کوی مغان است مسکنم
  4. شمارهٔ ۱۵۷کی رو دهد که با تو شبی گفتگو کنم
  5. شمارهٔ ۱۵۸من که دردی‌کش و بی‌ساخته و بی‌باکم
  6. شمارهٔ ۱۵۹ز هر شأن و شوکت بس این عزتم
  7. شمارهٔ ۱۶۰ساغری گر ز لب لعل تو دریوزه کنم
  8. شمارهٔ ۱۶۱من به این در نه پی نعمت و ناز آمده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.