پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

روزگاری شد که من دردی‌کش میخانه‌ام

مشق درویشیست کار همّت شاهانه‌ام

قطره‌ام دریا‌دل است و ذرّه‌ام خورشید‌رنگ

عقل حیرانست هر جا بگذرد افسانه‌ام

پیش از آن کاین بحر اخضر پر شد از درّ خوشاب

شور دریا داشت در سر گوهر یکدانه‌ام

خویش را چون شعله بر آتش زدم روز الست

در دو عالم روسفید از همّت مردانه‌ام

سال‌ها بر گرد دل گردیده‌ام در بزم قدس

دل همان شمع فروزان من همان پروانه‌ام

با جنون دریاکشی‌ها کرده‌ام روز ازل

عاقلان فکری که در انداز آن سرخانه‌ام

سینهٔ سوزان دلم را زنده‌ای جاوید ساخت

آب حیوان سمندر دارد آتش‌خانه‌ام

بر دلم تا عشق طرح کعبه و بتخانه ریخت

پر ز تسبیح ملائک شد برهمن‌خانه‌ام

شمع رخساری دگر آتش پرستم کرده است

باز عشقی هم سمندر کرد هم پروانه‌ام

گفتگوی واعظان بر گوش من باد است باد

نیستم کودک که بفریبند با افسانه‌ام

تا بود در خلوتم یک شیشه می با مهوشی

آرزوی سیر صحرا گر کنم دیوانه‌ام

من که باشم عاشق و دیوانه و مجذوب و مست

از که جویم عذر خود کز خویش هم بیگانه‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷به یادت صبح بر گلشن گذشتم
  2. شمارهٔ ۱۴۸سروی به قامت تو در اشرف ندیده‌ام
  3. شمارهٔ ۱۴۹از رقیبم گر شنیدی توبه از می کرده‌ام
  4. شمارهٔ ۱۵۰جامی بده که از دل و جانت دعا کنیم
  5. شمارهٔ ۱۵۱قدح زمرد و می لعل و دست ساقی‌سیم
  6. شمارهٔ ۱۵۲بهار آمد چرا بی‌باده باشیم
  7. شمارهٔ ۱۵۳دارم به سر که خدمت پیر مغان کنم
  8. شمارهٔ ۱۵۴کار خود را ما به لطف کارساز انداختیم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.