پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴

عشق ساقی شد می بی‌غش زدیم

خویش را مستانه بر آتش زدیم

بوی عشقی با تُنُک‌ظرفان نبود

باده با رندان دریاکش زدیم

عشق تا دریای آتش مینمود

دل به دریا کرده بر آتش زدیم

بارها از جام ماه و آفتاب

باده‌ها بر یاد آن مهوش زدیم

بدنشان بود ابْرَش دنیای دون

پشت پا بر پشت این ابْرَش زدیم

تا رمیدیم از مکّدرطینتان

با نکویان باده بی‌غش زدیم

سینه ناصاف پر بی‌درد بود

باده با رندان دردی‌کش زدیم

نقش پهلو ترکش هر تیر ماست

صیدها با تیر این ترکش زدیم

طعنه بیجای دشمن را به جا

بر دلش با ناوک پرکش زدیم

تا نماند فکر دشمن شبهه‌ناک

خویشتن را بر محک بی‌غش زدیم

عمرها خون شد دل ما همچو لعل

بوسه تا بر لعل آن مهوش زدیم

با همین مجذوب در روز الست

یا علی گفتیم و بر آتش زدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶یار از ما جان و ما از یار ساغر خواستیم
  2. شمارهٔ ۱۴۷به یادت صبح بر گلشن گذشتم
  3. شمارهٔ ۱۴۸سروی به قامت تو در اشرف ندیده‌ام
  4. شمارهٔ ۱۴۹از رقیبم گر شنیدی توبه از می کرده‌ام
  5. شمارهٔ ۱۵۰جامی بده که از دل و جانت دعا کنیم
  6. شمارهٔ ۱۵۱قدح زمرد و می لعل و دست ساقی‌سیم
  7. شمارهٔ ۱۵۲بهار آمد چرا بی‌باده باشیم
  8. شمارهٔ ۱۵۳دارم به سر که خدمت پیر مغان کنم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.