پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۰

جامی بده که از دل و جانت دعا کنیم

چون جان خود وجود تو را بی‌بلا کنیم

ساغر بگیر و وسوسه عقل گو مباش

عقل آن بود که تکیه به لطف خدا کنیم

سهل است از شراب ریاسوز اجتناب

ای بی‌شعور توبه بیا از ریا کنیم

ناچار می بکش که ریا درد بی‌دوا است

باشد به این وسیله‌اش از دل جدا کنیم

باشی تو هم همیشه جوان و شکفته‌رو

با پیر می‌فروشت اگر آشنا کنیم

روشن ز خاک میکده کن چشم خویش را

تا بی‌نیازت از هوس کیمیا کنیم

باشد ز آسمان و زمین قدر ما فزون

مردانه گر به عهد امانت وفا کنیم

تا شوق سلطنت نشود سدّ راه ما

باید در آستان تو خود را گدا کنیم

بگذار تا به پای تو افتاده جان دهیم

باشد نمازهای قضا را ادا کنیم

داریم در نظر نظر کیمیا اثر

باید که خاک پای تو را توتیا کنیم

مجذوب تا تو را همه یاران دعا کنند

باید که بی‌ریا همگی را دعا کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲بهار آمد چرا بی‌باده باشیم
  2. شمارهٔ ۱۵۳دارم به سر که خدمت پیر مغان کنم
  3. شمارهٔ ۱۵۴کار خود را ما به لطف کارساز انداختیم
  4. شمارهٔ ۱۵۵صبح است و نموده‌ای جمالم
  5. شمارهٔ ۱۵۶چون جام باده کوی مغان است مسکنم
  6. شمارهٔ ۱۵۷کی رو دهد که با تو شبی گفتگو کنم
  7. شمارهٔ ۱۵۸من که دردی‌کش و بی‌ساخته و بی‌باکم
  8. شمارهٔ ۱۵۹ز هر شأن و شوکت بس این عزتم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.