پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

لطف لعلت کرده بر جان‌ها سبیل

کوثر و تسنیم را چون سلسبیل

یا ز لعلت یافت تعلیم سخن

کان قرآن شد زبان جبرئیل

یاد گلزار بهشت عارضت

کرد آتش را گلستان بر خلیل

شوق خط سبز و یاقوت لبت

خضر را بر آب حیوان شد دلیل

ذرّه مِهرت به از هر طاعت است

بیشتر از هر کثیر است این قلیل

گر نبارد سر به خاک مقدمت

سنگ بارد بر سر اصحاب فیل

چون طبیب علت دل‌ها تویی

جمله را باید شدن از جان علیل

مدعی سودی ندارد از امید

میرود از خاطرش ذکر جمیل

قدرت عشق و فسون مدعی

پنجه شیر است و روباه محیل

دشمنت یا رب شود امروز هم

روسیاه و عاجز و خوار و ذلیل

ظل اقبالت به فرق دوستان

باد در دنیا و عقبی مستطیل

جان دین مجذوب مهر حیدر است

مغز این است و ذکرها قال و قیل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳ساقی بده آن ساغر خورشید شمایل
  2. شمارهٔ ۱۴۴عشق ساقی شد می بی‌غش زدیم
  3. شمارهٔ ۱۴۵روزگاری شد که من دردی‌کش میخانه‌ام
  4. شمارهٔ ۱۴۶یار از ما جان و ما از یار ساغر خواستیم
  5. شمارهٔ ۱۴۷به یادت صبح بر گلشن گذشتم
  6. شمارهٔ ۱۴۸سروی به قامت تو در اشرف ندیده‌ام
  7. شمارهٔ ۱۴۹از رقیبم گر شنیدی توبه از می کرده‌ام
  8. شمارهٔ ۱۵۰جامی بده که از دل و جانت دعا کنیم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.