پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

بنوش باده عشرت به دولت و اقبال

شکفته باش شب و روز و هفته و مه و سال

بیار باده که ایام غم به خیر گذشت

شکفته باش که عارض نمود صبح وصال

بیا که رفت قرار دلم ز بس که تپید

بیا که جان به لب آمد ز شوق استقبال

چنان که چشم من از دیدن تو شد روشن

همیشه روی تو باشد شکفته و خوشحال

به گوش نوگل خود بلبلی چه خوش میگفت

که بی‌جفای خزان کس نگشت فارغ‌بال

همیشه دیده مجنون به ماه مینگرد

به یاد عارض لیلی چرا نگیرد فال

سرت ز عشق چو خواهی به اوج ماه رسد

تو هم به شوق دل‌آرای خود به گاه و به سال

مکن ملامت ما ناصح از گرفتاری

ندیده مرغ دلت دام زلف و دانهٔ خال

به روز حیله و دستان وفا ز دهر مجوی

که کشته بر سر هم صد هزار رستم زال

همیشه فال نکو زن برای خود مجذوب

ز فال نیک کس البتّه می‌شود خوشحال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴عشق ساقی شد می بی‌غش زدیم
  2. شمارهٔ ۱۴۵روزگاری شد که من دردی‌کش میخانه‌ام
  3. شمارهٔ ۱۴۶یار از ما جان و ما از یار ساغر خواستیم
  4. شمارهٔ ۱۴۷به یادت صبح بر گلشن گذشتم
  5. شمارهٔ ۱۴۸سروی به قامت تو در اشرف ندیده‌ام
  6. شمارهٔ ۱۴۹از رقیبم گر شنیدی توبه از می کرده‌ام
  7. شمارهٔ ۱۵۰جامی بده که از دل و جانت دعا کنیم
  8. شمارهٔ ۱۵۱قدح زمرد و می لعل و دست ساقی‌سیم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.