پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷

پر گذشتم به تماشاگه انسان و ملَک

سیر کردم همه خوبان جهان را یک یک

قد به رعنایی سرو تو ندیدم به خدا

لب به شیرینی لعلت نمکیدم به نمک

دوش گفتی دهن تنگ مرا هیچ که گفت

باز اندیشه‌ام از حرف تو افتاده به شک

عهد و پیمان لبت هیچ زیادم نرود

من نه آنم که فراموش کنم حق نمک

خط سبز لب ساغر به همین مضمون است

دور جام است علاج غم دوران فلک

شوق میخانه گرت هست نشانت بدهم

چون ز مسجد گذری یک دو قدم بیشترک

حکم استاد ازل از پی تادیب تو ساخت

مکتبی را که در او چنبر چرخ است فلک

شکر او بر همه واجب ز ازل تا به ابد

نعمتش بر همه باران ز سما تا به سمک

نتوان حق کسی را به فسون باطل ساخت

ظلم جز لعن چه حاصل برد از باغ فدک

اوست مجذوب پناه تو به هر جا که روی

دل قوی دار و به شادی برو الله معک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹صحیفه‌ایست به انشای کاتبان ازل
  2. شمارهٔ ۱۴۰ساقی بیار جامی زآن کیمیای اقبال
  3. شمارهٔ ۱۴۱لطف لعلت کرده بر جان‌ها سبیل
  4. شمارهٔ ۱۴۲بنوش باده عشرت به دولت و اقبال
  5. شمارهٔ ۱۴۳ساقی بده آن ساغر خورشید شمایل
  6. شمارهٔ ۱۴۴عشق ساقی شد می بی‌غش زدیم
  7. شمارهٔ ۱۴۵روزگاری شد که من دردی‌کش میخانه‌ام
  8. شمارهٔ ۱۴۶یار از ما جان و ما از یار ساغر خواستیم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.