پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

تا شدم در آتش عشقت گدازان همچو شمع

از جبینم نور مهرت گشت تابان همچو شمع

تا به کی با یاد زلف و عارضت از سوز دل

شعله آتش کشم در رشته جان همچو شمع

تا سراسر مشهد پروانه گردد روی خاک

دور گردان برقع از رخسار تابان همچو شمع

کوه را برق تجلّی نرم سازد همچو موم

چون نباشد عاشق بیدل گدازان همچو شمع

برنخواهم داشت دست از دامنش تا زنده‌ام

بسته‌ام با آتش دل عهد و پیمان همچو شمع

خدمت شب‌زنده‌داران خراباتی گزین

تا در آن محفل دلت گردد فروزان همچو شمع

هر که را در بزم میخواران زبان و دل یکیست

از جبینش نور دل تابد نمایان همچو شمع

دیده بیدار دل را گریه روشن می‌کند

عاشقان از گریه میگردند خندان همچو شمع

تا سحرگاه ابد با سوز دل میکرد عشق

دیده پروانه گر میبود گریان همچو شمع

سعی کن تا می‌کشان در بزم خاصت جا دهند

با دل پر آتش و رخسار خندان همچو شمع

پرده‌پوشی را حصار دل بکن فانوس‌وار

تا شود از باد تشنیعت نگهبان همچو شمع

یک‌زبان و یکدل و روشن‌ضمیر و صاف باش

تا توانی شد دلیل راه‌جویان همچو شمع

آن که انوار هدایت تابد از پیشانیش

کی رساند نقص نابیناش نقصان همچو شمع

همچو من مجذوب اگر قانع شوی با سوز دل

آتشت را عشق سازد آب حیوان همچو شمع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰ - (ناکامل)............
  2. شمارهٔ ۱۳۱ساقیا فصل بهار است و هوای گشت باغ
  3. شمارهٔ ۱۳۲صبحدم چون خسرو خاور کشد تیغ از غلاف
  4. شمارهٔ ۱۳۳سر نپیچم دامنش هر چند دیر آید به کف
  5. شمارهٔ ۱۳۴سَر مَه دیده شد از آمدنت کرد طریق
  6. شمارهٔ ۱۳۵از باغ کفر و اسلام یک میوه چیده عاشق
  7. شمارهٔ ۱۳۶می بنوش از عقده های عقل بی‌حاصل چه باک
  8. شمارهٔ ۱۳۷پر گذشتم به تماشاگه انسان و ملَک
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.