پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

خوشا تبریز و فیض صبح و شامش

الهی تا ابد باشد نظامش

به حمد الله به کام دوستانست

به صبح و شام فیض خاص و عامش

از آن تبریز فایق شد به اقران

که اسم با مسما گشت نامش

مقام صاحب الامر است تبریز

از آن خواند چنان قائم مقامش

فغان از ناز معشوقان این شهر

که خون‌ها خورده‌ام از هر کدامش

دلم شوریدهٔ وحشی غزالی است

که نتوان با محبت کرد رامش

بت شکّرلب من تندخوییست

که نتوان زیر لب کردن سلامش

جهان دام است و غم صیاد و ما صید

بکش می تا زنی آتش به دامش

به سر کش جام و از دوران مکن یاد

کز او نه جم امان یابد نه جامش

ندارم در جهان بر خسرویی رشک

مگر شکّرلبی باشد به کامش

دعایی خواست مجذوب تو از ما

بود لعل لبت یا رب به کامش

بده توفیق یا رب شاه ما را

که تا باشد جهان باشد به کامش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸با خدا گر واگذاری کار خویش
  2. شمارهٔ ۱۱۹خرم آن گلبن همیشه بهار
  3. شمارهٔ ۱۲۰آمد رسول یار و شدیم از جفا خلاص
  4. شمارهٔ ۱۲۱ساقی بیا که جوش زد از لاله‌زار فیض
  5. شمارهٔ ۱۲۲صبح‌دم چون شود هوا فیاض
  6. شمارهٔ ۱۲۳بر گرد لاله‌زار جمالت دمیده خط
  7. شمارهٔ ۱۲۴برگ بنفشه بر ورق لاله چیده خط
  8. شمارهٔ ۱۲۵خواهی شکفته نوش کنی جام اختلاط
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.